شجاعت فاجعه را برطرف می کند: مرزهای فیزیکی را دوباره تعریف می کند

تاریخ: 1/7/2018 4:41:00 PM +00:00

اخبار جهان

ترجمه شده توسط سایت خبری تلکسیران - جهان

اخبار سیاسی

سارا عبدالمالکی یک زن جوان قوی و متعهد است که داستان زندگی آن هر کسی را که تحت آزمایشات و مصیبت های زندگی است محاسبه می کند. ساکن بیست و سه ساله کرج ثابت کرده است که می تواند تنها بر روی موانع ترین فرسایش زمین تنها در زندگی زندگی کند با انعطاف پذیری ظاهر می شود Abdolmaleki غریب زیبا و شاد همیشه یک ناهنجاری است nbsp بر خلاف بسیاری از جوانان او سن او فعالیت های تفریحی خود را شامل اغلب رستوران ها و مراکز خرید با دوستان، اما تمرکز بر روی ورزش و فعالیت های ورزشی ورزش همیشه نقش مهمی در زندگی او nbsp پدرش که آرزو داشت برای تبدیل شدن به یک ورزشکار حرفه ای هرگز فرصتی برای تحقق رویای خود نداشته است، اما به شور و شوق خود برای ورزش به دخترش ادامه داد nbsp بسیار پر انرژی با اشاره به فعالیت های شدید عبدالمالکی شروع به گرفتن درس های کاراته و کونگ فو در سن از پنج و ادامه داد تا زمانی که او تبدیل 10 نه علمی به تمایل o البته، او همیشه منتظر بود تا در مدرسه تربیت بدنی باشد. تنها کلاس که من همیشه می توانستم درجه ای کامل داشته باشم، کلاس های کلاس های من بود. او بعد از تولد دهمش، خانواده اش را نقل مکان کرد و او از ورزش کوتاهی را گذراند، اما در مسیر بازگشت کلاس های کیک بوکسینگ و کشور متقابل بعدازظهر بعد از آنکه او 15 ساله شد، عبدالمالکی تصمیم به ترک مدرسه و پیروی از آرزوهای خود برای تبدیل شدن به یک ورزشکار حرفه ای کرد و سپس دستش را در قایقرانی که هیچ زن ایرانی در مدال بازی پارالمپیک موفق به کسب مدال نبود، کایاک او بیشتر شبیه یک ورزشکار عادی است و یک معلول نیست. با این حال مادرش از او خواست که دیپلم دبیرستان خود را در تربیت بدنی در حالی که در ورزش به رقابت بپردازد الزامی کرد. به همین منظور او مجبور شد از کرج به تهران رفت و در آنجا دوره ها در طول دومین سال تحصیل در دبیرستان، عبدالمالکی به هندبال معرفی شد که در پی آن بود و در نهایت به پیشرفت نپرداخت. به زودی پس از شروع بازی راگبی که ورزش های مورد علاقه او تمام شد. هیچ ورزش نمی تواند انرژی من را مانند رگبی که در طی یک مصاحبه اخیر از آن لذت برده استفاده کند. او یک سال طول کشید تا وارد تیم ملی شود و از آن جا که او جوانترین 17 ساله را به مسابقات آسیایی تبدیل کرد، عضو تیم در نهایت او دیپلم دبیرستان را به دست آورد و در دانشگاه آزاد تهران در رشته تربیت بدنی پذیرفته شد. هرگز به خاطر لورل های او برای داوری بین المللی مربیگری و ورزش مشغول به کار نشد و قبل از اینکه عبدالمالکی مربی دو نوجوان نوجوان تحت سن 17 سالگی و بزرگسالان در راگبی هیچکدام از دانش آموزان بالغ من در کلاس اول روز خود را نشان ندادند وقتی که معلوم شد مربی آنها جوانتر از آنها بود او در نهایت بدن دانش آموز را برای کلاس نشان داد. ورزشکار جوان ادامه داد مطالعات او در کالج به عنوان یک مربی در مراکز مختلف کار کرده و در مسابقات شرکت کردند nbsp تا زمانی که او 21 ساله بود، در بالای گوش او بود درآمد خوبی بود علاوه بر این، عبدالمالکی در عرصه خود شهرت فراوانی به دست آورد و مجوز سفر به سراسر جهان را برای کار به من عطا کرد و احساس کرد که من تمام آرزوهایم را به دست آورده ام. تمام آرزوهای من رسیده بود، عملا هیچ رویای بیشتری نداشتم. من خسته شدم و من با خدا دعا کرد تا یک مسیر جدید را در زندگی من باز کند و آن را یک بار دیگر هیجان انگیز و چالش برانگیزانید. دعای او در واقع پاسخ داده شد. علاقه مندان به راغب سخت ورزشکار تصمیم گرفتند تا به کرمانشاه غربی سفر کنند تا یک مسابقه راگبی را نزدیک ببینند و یاد بگیرند بیشتر در مورد ورزش مورد علاقه او او یک نسل در کرمانشاه بود که با او می توانست باقی بماند با وجود اعتراضات مادرش از کرج به کرمانشاه در پژو او تنها برای پیدا کردن رقابت لغو شد. او شب را در کرمانشاه و روز بعد گذراند همانطور که شب به رغم هشدارهای متعدد، او به سمت کرج رفت و اصرار داشت که در روز بعد امتحان نهایی مهمی داشته باشد و عملا با دو نفر دیگر امتحانات او را از کالج با مدرک تحصیلی فارغ التحصیل می کند و این زمانی است که فاجعه رخ داده است آخرین چیزی که او به یاد می آورد این شب در رانندگی در خیابان بئین زهرا در استان قزوین بود nbsp nbsp nbsp این زمینه nbsp بود هیچ چراغ راهنمایی هیچ ریل گارد و بدون ترافیک وجود دارد علائم برای هشدار دادن به رانندگان از چرخش های تیز و چرخش در جاده nbsp در یک خمش ماشین خود را از راه رسیده و در زمان هفت متر بینی فرو بردن یک خاکریزی راننده ماشین سوار پشت او شاهد تصادف و رفت و به نجات او تنها راه او را از ماشین بیرون کشید تا او را از پنجره بیرون بکشد اما در آن لحظه یک حادثه عظیم بود که او به طور ناگهانی آسیب نخاعی را به مراتب بدتر کرد و عبدالمالکی رنج کرد و بدترین نتیجه ممکن را از حادثه ای که هر ورزشکار می توانست با آن روبرو شود به یک بیمارستان در نزدیکی که او با یک آسیب مغزی ناگهانی ریه تشخیص داده شد، برداشته شد، سه دنده شکسته مچ دست شکسته و یک آسیب نخاعی او حتی در اولین نزدیک شدن با مرگ در بیمارستان Nbsp اما پرستاران نه به من گفتند که آنها من را از دست دادند، اما در راه به مأموران من علامت های حیاتی من بازگشت و من به بخش بیمارستان منتقل شد یک ماه قبل از حادثه، ورزشکار جوان رویا بود که در آن او نشسته بود روی صندلی چرخدار سبز شبیه به آنی که اکنون استفاده می کند او به یاد می آورد از خواب بیدار شدن از کابوس در هیستریک بیدار شده و به سرعت احساس پاهای خود را برای پیدا کردن آنها سالم و عملکرد nbsp کابوس چند روز پیش از حادثه دوباره رخ داد در نهایت مربی ربود به بیمارستان در تهران که در آن جراحی فیزیوتراپی و مراقبت ویژه دریافت کرد. بدن او بدنبال درمان او بود. در طول بستری طولانی مدتش، بسیاری از مقامات ایرانی از جمله وزیر بهداشت ایران حسن قاضیزاده هاشمی و همچنین آیکون های ورزشی مانند علی دایی زمانی که یک فوتبالیست برتر ایران دیدند عبدالمالکی در بستری در بیمارستان بستری سارا عبدالمالکی واقعا الهام بخش هزاران نفر است که زندگی خود را به طور ناگهانی بالا می برند با حوادث غم انگیز، صورت حساب های بیمارستانی عبدالمالکی شدید بود و خانواده اش دیگر نمی توانستند از آنها بپردازند، مخصوصا زمانی که متوجه شدند دخترشان توسط کارفرمای خود بیمه نشده است، علی رغم ادعاهای قبلی، علی رغم ادعای متقابل، مهبر قاسمخانی یک نوشتن نامه ای به اینستاگرام برای اهداء و اهداء، در واقع ریخته شد و هزینه های پزشکی پزشکی او و عملیات گسترده او به طور کامل پرداخت شد بلافاصله پس از آزادی او از بیمارستان او به یک مرکز توانبخشی بستری شد و در آنجا تحت یک فیزیوتراپی قرار گرفت و آموخته برای مقابله با دشوار شرایط پس از خارج شدن از بیمارستان و انتقال آن به خانه، ورزشکار اختصاص داده شده باید از زمین صفر شروع کند. او در تمام وظایف اولیه مانند لباس پوشیدن و حمام کردن نیازمند کمک بود. این عشق و دلبستگی بی پایان از پدر و مادرش بود که به او قدرت داد به ماندن و حرکت به جلو مادر من به عنوان اگر نه عمل کرد عبدالمالکی به تدریج ناتوانی او را پذیرفت، هرچند در ابتدا تصور می شد که او موقتا پس از یک سال از فیزیوتراپی، به واقعیتی که او می خواست بازگشت کند، از خواب بیدار شد. زندگی عادی تر این بود که او تصمیم گرفت تا یک دور جدید از فعالیت های ورزشی را شروع کند. او با پیگیری و زمینه شروع به کار کرد و در آنجا دیسک را پرتاب کرد اما چند ماه متوجه شد که دیسک او نیست. سپس سعی کرد دستش را در قایقرانی کند تا جایی که هیچ زن ایرانی در بازی های پارالمپیک موفق به کسب مدال نیستند. او احساس می کند که در قایقی است که او می خواهد؛ زیرا او بیشتر شبیه یک ورزشکار عادی است و نه فرد معلول. او شروع به تمرین در مجتمع ورزشی آزاد کرد در دریاچه آزادی در تهران که طی چهار ماه گذشته او در جلسات تمرینی به سرپرستی مربی او شرکت کرده است با تشکر از تلاش های پدرش او روز یک روز از قطار را از دست ندهید امروزه عبدالمالکی برای اولین بار در قایقرانی در سال 2018 قصد دارد در مسابقات قهرمانی جهانی قایقرانی ICF در ماه اوت در پرتغال و بعدا در بازیهای پاراالمپیک در سال 2020 در توکیو ژاپن قصد داشته باشد. ژاپن در طول زمان خود با خبرنگار Abdolmaleki لباس پوشید و با کمک مربی و پدرش او را به قایقی می برد و برای دوربین فیلمبرداری کرد. او دست و پا زدن را در دست گرفت و از فرمان دریاچه آزادی و بر روی آب دریاچه درخشان که در آن ملاقات با گله هایی از پرندگان بود که هنگام غرق شدن نزدیک به آنها داستان سارا عبدالمالکی واقعا الهام بخش هزاران نفر از مردم است که زندگی خود را به طور ناگهانی با حوادث غم انگیز رانده می شود مانند پرندگان او در دریاچه مواجه می شود. این زن جوان نشان می دهد که حتی پس از جراحات دچار می شود، راه های مختلف با بازوهای خود را به حرکت درآوردن کایاک جلو nbsp